غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
114
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
مشغول بود در بلدهء غزنين بوستانى جنتآئين و عمارتى در غايت نزاهت و تزئين طرح انداخت . و چون آن روضهء دلگشاى و عرصهء روحافزاى را تمام ساخت جشنى عظيم ترتيب نمود و والد بزرگوار و اكثر اركان دولت پايدار را در آن باغ طوى داد . در آن روز امير ناصر الدين سبكتگين روى به سلطان محمود آورده گفت اى پسر ! اين بوستان بهشتنشان بسيار مقبول و مطبوع آمده اما هريك از ملازمان اين آستان دولتآشيان اگر خواهند مثل اين منزلى توانند ساخت ، لايق به حال سلاطين با استقلال آن است كه به عمارت منزلى بپردازند كه ديگران از تعمير امثال آن عاجز آيند . و چون سلطان محمود از حقيقت اين سخن استفسار نمود امير ناصر الدين فرمود كه در زمين دل اهل علم و ارباب فضل ، نهال انعام و احسان بنشان تا عاجلا به اقتناء ثمرهء مقصود فايز گردى و آجلا ذكر جميل تو بر صحايف روزگار پايدار بماند و ما احسن ما قيل ؛ بيت بسا كاخا كه محمودش بنا كرد * كه از رفعت تفاخر بر سما كرد نبينى زان همه يك خشت برجاى * ثناى عنصرى مانده است بر پاى سلطان محمود غزنوى پادشاهى عظيم الشان و ملكى متعالى مكان بود و در اعلاء اعلام دين اسلام سعى و اهتمام نمود . كتاب فصاحت شمامهء « شاهنامه » را در ايام سلطنت آن پادشاه عالى مقام فردوسى طوسى در سلك نظم كشيده و به واسطهء آن كه سلطان زياده از شصت هزار درم به رسم صله انعام ننمود آن فاضل كامل رنجيده در آن باب بيتى چند منظوم گردانيد چنانچه اين حكايت در كتب مبسوطه مسطور است . و سلطان محمود در زمان جهانبانى مسجد جامع و مدرسهاى در دار الملك غزنين بنا نمود و مستقلات خوب و مزارع مرغوب بر آن بقاع وقف فرمود . و ارسلان جاذب كه از امراء مقرب سلطان و حاكم خراسان بود در شش فرسخى مشهد مقدسهء رضويه - على راقدها السلام و التحية - به موضع [ سنگ ] « 1 » بست رباطى وسيع و منيع بنا كرد و آن رباط به « رباط اياز » معروف و مشهور است . آوردهاند كه روزى سلطان محمود در قصر خويش نشسته بود و از دريچهاى نظر بر چپ و راست مىانداخت . ناگاه چشمش بر بىسروپائى افتاد كه يك جفت مرغ به
--> ( 1 ) . فقط در مج .